بونگ جون-هو

بونگ جون-هو
فیلم‌ساز نشاط‌آور

‌ ‌
جذابیت بونگ جون-هو برای من به مقوله ریتم بر می‌گردد: یک قصه را با چه ریتمی برایت روایت کنم، با چه ضرباهنگی غافلگیرت کنم، با چه و چقدر غافلگیرت کنم و غافلگیری بعدی را کی و چطور سرت آوار کنم. حدسش را هم نمی‌زدی نه؟ از دید تو سیر وقایع غیرعقلانی است؟ من با ریتمی برایت قصه می‌گویم و با تمپویی تصاویر را نشانت می‌دهم که تو با من همراه می‌شوی. ‌
‌‌‌
من البته با پرده‌ی آخر فیلم‌های خوبش هم همراه نمی‌شوم (از جمله انگل). معیوب بودن آن‌ها را (برای چنین مدل داستان‌پردازی) ناگزیر می‌دانم و فیلم‌ساز به تبعات بذری که در پرده اول می‌کارد اغلب بی‌توجه است. ‌
‌‌‌‌
اگرچه پیراهنِ نخل طلا از قدوقواره‌ فیلم‌های آقای بونگ بزرگتر است با این‌حال بخش‌هایی از فیلم‌هایش به‌وجدمان می‌آورد. ‌‌

انگل  ۱/۲★★
اوکجا  ★
برف‌شکن  ★★
مادر  ۱/۲★
میزبان  ۱/۲
خاطرات یک جنایت  ۱/۲★★
سگی که پارس می‌کند گاز نمی‌گیرد  ۱/۲★

گزارش‌های روزانه جشنواره کن ۲۰۱۹

مجموعه گزارش‌های روزانه جشنواره کن ۲۰۱۹ که همزمان با ایام جشنواره برای نشریه اینترنتی «چهار» می‌نوشتم:

لینک گزارش شماره یک
پیش از شروع
(در حال و هوای جشنواره کن)

 

لینک گزارش شماره دو
زامبی‌های جارموش و نصٌاب‌های تاتی
(مرده‌ها نمی‌میرند ساخته جیم جارموش)

 

لینک گزارش شماره سه
لهجه‌های غربی، جوان‌های شرقی
(زندگی مخفی ساخته ترنس مالیک و درد و افتخار ساخته پدرو آلمودوار)

 

لینک گزارش شماره چهار
ماجراهای نشاط‌آور
(روزی روزگاری … در آمریکا ساخته کوئنتین تارانتینو، انگل ساخته بونگ جون-هو، باکورائو ساخته کلبر مندونسا فیلهو، جو کوچولو ساخته جسیکا هاسنر، دختر قدبلند ساخته کانتمیر بالاگوف، دریاچه غاز وحشی ساخته دیائو یینان و بینوایان ساخته لاج لی)

 

 

 

یادداشت‌های کوتاه جشنواره کن ۲۰۱۹

روز اول
مردگان نمی‌میرند | جیم جارموش
سقوط با سر به چاه ابتذال. فیلم‌سازِ پرپر.         


روز دوم
باکورائو | کلبر مندونسا فیلهو و جولیانو دورنلس
افسوس! فیلم جدید کلبر مندونسا فیلهو انتظارم را برآورده نکرد.


روز سوم
آمدیم نبودید | کن لوچ
دختر قدبلند | کانتمیر بالاگوف

‌فیلم دوست‌داشتنی کن لوچ بیشتر برای نمایش در آمفی‌تئاترهای احزاب چپ و دولتمردان مفید است. فیلم بالاگوف تا مرز یک فیلم درجه یک می‌رود اما …یک افسوس بزرگ. حیف!


روز چهارم
درد و افتخار | پدرو آلمودوار
آتلانتیک | متی دیوپ
درد و افتخار، آلمودواری‌ترین فیلمی که می‌شود تجسم کرد، البته آلمودوار علیه آلمودوار، یا بهتر بگویم متاسفانه آلمودوار بدون آلمودوار.
‌‏آتلانتیک (ساخته‌ی متی دیوپ، بازیگر سنگالی سی‌وپنج پیک رام کلر دنی)، کاندیدای بدترین فیلم مسابقه، رقیب جدی جارموش و روسیاهی برای مدیر جشنواره.


روز پنجم
کورنلیو پرومبویو | سوت‌زن‌ها

دیائو یینان | دریاچه غاز وحشی
فیلم‌های این پنج روز چنان متوسط، معمولی و یا بد بوده‌اند که انگار باید موقع تماشا جان کند تا از سکانسی از فیلمی خوشم بیاید. وقتی سال گذشته با فیلم‌های بی گان، جیلان، برنینگ و جنگ سرد روی هوا می‌رفتیم چرا باید امسال استانداردم را تغییر دهم؟ چرا این‌طور هیستریک باید نگران سرنوشت هر فیلم باشم و این‌طور به صندلی‌ام چسبیده باشم و موقع تماشا دلواپس باشم که فیلم پرومبویو (سوت‌زن‌ها) و دیائو یینان (دریاچه غاز وحشی) در نیمه دوم بهتر شوند، دسته‌های صندلی را گرفته باشم و با خودم بگویم ای کاش کمی بهتر شود و «خدایا یه معجزه، یک چرخش، یک جهش، یک {سکانسِ} این‌ طرفی… یک {موقعیتِ} اون طرفی…».


روز ششم
زندگی مخفی | ترنس مالیک
‌‌سحرآمیز و دست‌نیافتنی در برخی لحظات اما اسیرِ تکرار و تاکید در داستان‌پردازی، بدون غافلگیری در میزانسن و خودویرانگر. خداحافظ آقای مالیک.


روز هفتم

فرانکی | ایرا ساکس
دنیای رومری بدون جادوی اریک رومر. موقع تماشا دلم برای اشعه سبز، حکایت پائیز و …تنگ شد. ایزابل هوپر هم این زنجیره فیلم‌های بد و متوسط را نشکست.

آزادی | آلبر سرا
مرا به سخت‌جانی خود این گمان نبود (یا چطور توانستم تا پایان فیلم در سالن بمانم).


روز هشتم
روزی روزگاری … در هالیوود | کوئنتین تارانتینو
انگل | بوگ جون-هو
‌‌‌موقر و متین‌ترین فیلم تارانتینو و از لحاظ کیفی کامل‌ترین فیلمش بعد از «بیل را بکش»، با اجرایی سرحوصله، شوخی بامزه با تاریخ و سینما و «برد پیت»ی که برایش غش می‌کنید.
در روزی که اولین جرقه کن با فیلم تارانتینو زده شد (که البته به آتش نکشاند)، غافلگیری کوچک دیگری با فیلم مفرح و سرحال بونگ جون-هو (انگل) در راه بود. «انگل» واکنشی است به فیلم «دله‌دزدها»ی کوره اِدا و «سوزاندن» (لی چانگ-دونگ) با یک فیلم‌نامه پرضرب که تماشاگرش را (متناسب با سطح انتظارش) راضی می‌کند. سه روز بیشتر به پایان باقی نمانده و کماکان از یک شاهکار خبری نیست.


روز نهم
ماتیاس و ماکسیم | اگزویه دولان
اوه مرسی (روبه، یک نور) | آرنو دپلشن

– الو تیری…
– آلخاندرو، همه چیز خوبه؟ هتل؟ پذیرایی؟
– توی آئین‌نامه شرایطی برای استعفا وجود داره؟
– هان؟ … صدات نمی‌آد.
– با این فیلم‌ها ما دو تا جایزه هم نمی‌تونیم بدیم.
– من باید برم گالای اگزویه دولان.
‌ – تیری …
– پاول هماهنگه، خودش ردیفش می‌کنه. ‌
– …


روز دهم
مکتوب، عشق من: اینترمتزو | عبداللطیف کشیش
‌‌میگرن شبانه، دقیق‌تر بگویم طولانی‌ترین بی‌احترامی تصویری که تا به‌حال دیده‌ام. ترکیب عیب‌های قسمت اول مکتوب با «کلایمکس» گاسپار نوئه.


روز یازدهم ‌‌
باید بهشت باشد | الیا سلیمان
فیلم دوست داشتنی الیا سلیمان بعد از میگرنِ کشیش شبیه یک دم‌نوش خوش‌عطر بود، فیلم کوچک و ‌دلنشینی که اگر جاه‌طلبی بیشتری وجود داشت می‌توانست تبدیل به فیلم درجه یکی شود.



یک فیلم‌ساز فوق‌العاده: الکسی الکسیوویچ گرمان ‌



نام الکسی الکسیوویچ گرمان، این فیلم‌ساز شناخته شده روس را پیشتر شنیده بودم ولی بی‌جهت زمان زیادی گذشت تا فیلمی از او ببینم. او ۴۲ سال دارد و پسر فیلم‌ساز مشهور روس الکسی گرمان است. مجید اسلامی عزیز چند ماه قبل پیشنهاد داد فیلم آخرش دولاتف را ببینم. ماه پیش که فیلم در فرانسه اکران شد همان روز اول دیدمش و خوشم آمد و مشتاق شدم فیلم‌های دیگرش را هم ببینم. فیلم‌ها را به طور عکس (از نظر زمان ساخت) از آخر به اول دیدم و مسیری شروع شد که با دیدن هر فیلمش غافلگیری‌ام بیشتر شود. ‌

ادامه‌ی خواندن

گزارش جشنواره کن – ۲۰۱۸

و عشق همیشه در مراجعه است

چاپ شده در مجله ۲۴، شماره تیر ۱۳۹۷

بازگشت

تا چند دقیقه دیگر بر کرانه آب‌های آرام مدیترانه فرود می‌آئیم، جائی که ساحل به شکل قوسی کشیده خود را پهن کرده و لم داده است. هواپیما پیش از فرود در شهر نیس مسیر کوتاهی روی آب‌های مدیترانه طی می‌کند. یک روز پیش از آغاز هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن است. در طول پرواز در دست‌های مسافران مجلاتی را می‌بینم که به استقبال جشنواره رفته‌اند. تصویر کیت بلانشت رئیس هیات داوران روی جلد مجلات سینمایی هفته اخیر چشمگیر است. در فرودگاه نیس فضا پر است از سینما، ستارگان و جشنواره. عکس‌های پنه لوپه کروز و خاویر باردم در همه می‌دانند (اصغر فرهادی) را می‌شود در گوشه و کنار دید. اصغر فرهادی هم تازه رسیده و آماده می شود با همراهانش به کن برود. فردا همه می‌دانند به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره نمایش داده می‌شود.

باید مسیر شهر نیس تا کن را با اتوبوس طی کنم تا به محل جشنواره برسم. شرجی هوا خیلی زود حضور قاطعش را اعلام می‌کند. در راه از خودم می‌پرسم هر سال به کن که باز می‌گردم سراغ کجا را می‌گیرم؟ سراغ چه را؟ یا چه کسی را؟ دوستان و همکارانم؟ بیش از هر چیز دلم برای چه چیز تنگ شده؟ ویلای محل اقامتم با آن پنجره‌های قدی، تراس و چشم‌انداز دوست‌داشتنی‌اش؟ راه هزارپیچ تپه‌ای که این ویلا بر آن قرار گرفته؟

ادامه‌ی خواندن

فوتبال به سبک …

این کارگردان‌ها یک مسابقه فوتبال را چطور به‌تصویر می‌کشند؟
 
 
1️⃣ عباس کیارستمی
دوربین پشت به بازی و رو به تماشاگران تمام ۹۰ دقیقه بازی را بین آن‌ها می‌چرخد. از مسابقه در جریان فقط صدای خارج کادر را می‌شنویم، صدای شوت‌ها و فریادها. چیزی از مسابقه نمی‌بینیم. در نمایی طولانی تماشاگری از مسیری به شکل زیگزاگ راهش را باز می‌کند و به سمت درهای استادیوم می‌رود. کات به زمانی که بازی تمام شده، تماشاگران رفته‌اند و سکوها پر از بطری‌های خالی آب و پوست تخمه است. یک نوجوان آن وسط خوابش برده.
 
 
2️⃣ ژان-لوک گدار
در صحنه‌های مهم و یا منتهی به گل مسابقه ناگهان نماهایی از فیلم‌های خبری سیاه و سفید و فیلم‌های صامت کارل تئودور درایر و مورنائو می‌بینیم. صدا مرتب قطع و وصل می‌شود. مسابقه با جامپ‌کات‌های زیاد نمایش داده می‌شود، گاهی نماهایی از مسابقه فوتبال دیگری مربوط به جام جهانی ۱۹۳۰ می‌بینیم. به‌طور مرتب وسط نماها کپشن و جملات قصار می‌آید. گدار با صدای خودش بازی را گزارش می‌کند. حرف‌های او درباره جنگ دوم، سینمای آمریکا، معمر قذافی و جانی گیتار را روی نماهای بازی می‌شنویم. می‌گوید در پایان دهه دومِ قرن بیست و یکم سینما مرده، حالا نوبت مرگ فوتبال است.
 
 

ادامه‌ی خواندن

پادکست‌های جشنواره کن

مجید اسلامی / محمد وحدانی

 

من و مجید اسلامی همزمان با روزهای جشنواره کن ۲۰۱۸، در قالب سه پادکست درباره جشنواره امسال صحبت کرده‌ایم. ما در دو پادکست اول به سیاست‌های این سال‌های جشنواره کن در انتخاب فیلم‌های بخش مسابقه و نوعی نگاه پرداختیم و این موضوع را از دریچه تجربه بی‌واسطه حضور در جشنواره کن مورد بررسی قرار دادیم. همچنین به رابطه جشنواره کن و سینمای ایران در این سال‌ها اشاره کردیم. پادکست سوم را درست بعد از معرفی جوایز امسال ضبط کردیم و درباره انتخاب‌های ناهمگن هیات داوران گفتگو کردیم. امیدوارم این سه پادکست وضعیت پیچیده انتخاب و برجسته کردن فیلم‌های یک سال سینمایی را در جشنواره کن تا حدی روشن کند.

 


1️⃣? پادکست شماره ۱:

                از این لینک بشنوید.

 

2️⃣? پادکست شماره ۲:

               از این لینک بشنوید.

 

3️⃣? پادکست شماره ۳:

               از این لینک بشنوید.

 

یادداشت‌های کوتاه جشنواره کن ۲۰۱۸

 

پیش از آغاز

بالاخره رسیدیم به روزهای خوش جشنواره. از فردا جشنواره فیلم کن با نمایش فیلم اصغر فرهادی شروع می‌شود و این آئین دلپذیر سینمایی کلید می‌خورد. به سنت هر سال برای شما هر روز از فیلم‌ها و‌ حال و هوای فیلم دیدن در کن می‌نویسم. همان‌طور که دیدید انتخاب‌های بخش مسابقه امسال «نامتعارف» بود. این شیوه انتخاب فیلم بحث مفصلی می‌طلبد که سعی می‌کنم از زوایایی مختلف به آن بپردازم.

 

امسال چهل سالگی بخش نوعی نگاه است و دنبال کردن این بخش هم جذابیت خودش را دارد. مسن‌ترین کارگردان بخش رسمی ژان-لوک گدار افسانه‌ای است که ۸۹ سال سن دارد. تنها فیلم‌سازی که قبلا نخل طلا گرفته و در بخش رسمی حضور دارد نوری بیلگه جیلان است. بلندترین فیلم جشنواره یک فیلم چینی به طول ۸ ساعت و ۱۶ دقیقه است.

⬅️ کنجکاوی‌های اصلی:
آلیس رورواکر
پاول پاولیکوفسکی
اصغر فرهادی 
سرگئی دوورتسوی
اولریش کوهلر (نوعی نگاه)

⬅️ بیم‌ها و امیدها:
لی چانگ-دونگ
جیا ژان‌که
سرگئی لوزنیتسا (نوعی نگاه)

⬅️ عشق و ‌نفرت:
لارس فون تری‌یه (خارج مسابقه)
گاسپار نوئه (دو هفته کارگردان‌ها)

⬅️ غیرقابل تحمل‌ها:
اِوا اوسون
نادین لَبَکی
اسپایک لی

⬅️ تیم امید:
بی گان (نوعی نگاه)
کیریل سربرنیکف
ریوسوکه هاماگوشی

⬅️ تیم پیشکسوت‌ها:
ژان-لوک گدار

⬅️ کاپیتان تیم:
نوری بیلگه جیلان

 

ادامه‌ی خواندن

فهرست فیلم‌های بخش رسمی جشنواره کن ۲۰۱۸

 

 

Competition

 

?? Knife + Heart, Yann Gonzalez
?? At War, Stéphane Brizé
?? Girls of the Sun, Eva Husson
?? Sorry Angel, Christophe Honoré
?? Lazzaro Felice, Alice Rohrwacher
?? Dogman, Matteo Garrone
?? BlacKkKlansman, Spike Lee
?? Under the Silver Lake, David Robert Mitchell
?? Asako I & II, Ryusuke Hamaguchi
?? Shoplifters, Hirokazu Kore-eda
?? Everybody Knows, Asghar Farhadi – opening film
?? Cold War, Pawel Pawlikowski
??The Image Book, Jean-Luc Godard
?? Leto (L’Été), Kirill Serebrennikov
?? The Wild Pear Tree, Nuri Bilge Ceylan
?? Ayka, Sergei Dvortsevoy
?? Three Faces, Jafar Panahi
?? Capernaum, Nadine Labaki
?? Yomeddine, A.B Shawky
?? Burning, Lee Chang-Dong
?? Ash Is Purest White, Jia Zhang-Ke

 

❊❊❊


Un Certain Regard

?? Angel Face, Vanessa Filho
?? Little Tickles, Andréa Bescond & Eric Métayer
?? On Your Knees, Guys (Sextape), Antoine Desrosières
?? El Angel, Luis Ortega
?? Muere, Monstruo, Muere, Alejandro Fadel
?? Donbass, Sergei Loznitsa – opening film
?? Long Day’s Journey Into Night, Bi Gan
?? Border, Ali Abbasi
?? In My Room, Ulrich Köhler
?? Manto, Nandita Das
?? ?? The Dead and the Others, João Salaviza & Renée Nader Messora
?? Euphoria, Valeria Golino
?? Friend, Wanuri Kahiu
?? The Gentle Indifference of the World, Adilkhan Yerzhanov
?? Girl, Lukas Dhont
?? The Harvesters, Etienne Kallos
?? My Favorite Fabric, Gaya Jiji
?? Sofia, Meryem Benm’Barek

 

❊❊❊


Out Of Competition

?? The House That Jack Built, Lars von Trier
?? The Man Who Killed Don Quixote
, Terry Gilliam – closing film
?? Solo: A Star Wars Story, Ron Howard
?? Le Grand Bain,
Gilles Lellouche


 

❊❊❊


Midnight Screenings

?? Fahrenheit 451, Ramin Bahrani
?? Arctic, Joe Penna
?? The Spy Gone North, Yoon Jong-Bing
?? Whitney, Kevin Macdonald

 

❊❊❊


Special Screenings

?? 10 Years in Thailand, Aditya Assarat, Wisit Sasanatieng, Chulayarnon Sriphol & Apichatpong Weerasethakul
?? Pope Francis: A Man of His Word, Wim Wenders
?? The State Against Mandela and the Others, Nicolas Champeaux & Gilles Porte
?? O Grande Circo Mistico, Carlo Diegues
?? Dead Souls, Wang Bing
?? To the Four Winds, Michel Toesca
?? La Traversée, Romain Goupil

 

 

 

 

موج‌نو سینمای رومانی | قسمت اول

مروری بر آثار کریستی پویو

 

چاپ شده در مجله 24، شماره دی 1396

 

 

۱. سینمای هنری در آغاز هزاره جدید

فلاش‌بک به سال ۲۰۰۰ میلادی. در آغاز هزاره جدید در سینمای هنری جهان چه خبر است؟ چند سال از تشکیل جریان سینمایی دگما ۹۵ گذشته و لارس فون ‌تریه ستاره سینمای هنری است. او با ساختن شکستن امواج (۱۹۹۶)، رقصنده در تاریکی (۲۰۰۰) و بعدتر داگ‌ویل (۲۰۰۳) شورشی سینما است و با هر فیلمش خیل شیفتگانش افزون می‌شود. فیلم‌سازها و جشنواره‌های بزرگ شیفته‌اش هستند و مانیفست سینمایی او و همکاران دانمارکی‌اش هنوز طرفدار دارد. کرانه دیگر سینمای هنری در اختیار میشائیل هانه‌که است. بازی‌های خنده‌دار، کد ناشناخته و معلم پیانو و بعدتر پنهان شوری به‌پا کرده. فیلم‌های سرد و تکان‌دهنده هانه‌که نسلی از فیلم‌سازها را تحت‌تاثیر این مدل سینمایی شیدا کرده. سمت دیگر برادران داردن با رزتا (۱۹۹۹) نخل طلای کن را گرفته‌اند و چند سال بعدتر که پسر (۲۰۰۲) را عرضه می‌کنند دیگر تبدیل به یک مرجع سینمایی برای سینمادوستان شده‌اند. جشنواره کن عملن به عرصه جولان آثار این فیلم‌سازهای بزرگ تبدیل می‌شود و همه درباره آن‌ها صحبت می‌کنند. هر سال که فیلم‌سازهای جوان از کن به خانه‌ بر می‌گردند خواب فیلم‌های این چهار نفر را می‌بینند.

ادامه‌ی خواندن