«ژان دو باری»: یک داستان پر آبوتاب (رابطه لوئی پانزدهمبا یکی از معشوقههایش)، اضافه کنید یک جانی دپ جنجالی (بازیگر نقش پادشاه)، ایضا ریختوپاش سرمایهگذار خاورمیانهای در فیلمی اساسا فرانسوی، ایضا قرقکردن کاخ و پارک ورسای به عنوان لوکیشن، و اضافه کنید هیاهوی بسیار برای لانسه کردن فیلم از مدتها قبل. قرار بوده این سالاد یک رمانس کلاسیک استاندارد باشد که نیست. نیست و بدتر اینکه شرمساریای تام و تمام است.
بهنظر میرسد صاحبان فیلم وصله نچسبی مثل مایون (کارگردان زن هنری سینمای معاصر فرانسه) را صرفا برای تاپینگ این سالاد بدمزه لازم داشتهاند. باور نکردنی است رسیدن از «پلیس» (۲۰۱۱) به «ژان دو باری»، فیلمی بر اساس نازلترین کلیشههای داستانپردازی (با موسیقی پرحجم بیربط) که مبنای کارگردانیاش تلاشی است برای قرار دادن بازیگر نقش معشوقه در مرکز قاب (خودش این نقش را بازی میکند!).
کارگردانی فیلم آنقدر دستکم گرفته شده که حتی چند قاب کارتپستالی از ورسای زیبا نمیبینیم. چطور میشود از کارگردانی گرم صحنههای شلوغ در «پلیس» (حتی در «پادشاه من» و «DNA» و پرداخت عمیق زنان در آنها به چنین شبهفیلم خنکی از رابطه تاریخی داغ پادشاه و سوگلی رسید؟
چنین فیلم عقبافتادهای از نظر دیدگاه (رابطه یک زنِ غیردرباری که آرامآرام به اندرونی پادشاه نزدیک میشود) در این روزها بهغایت کجسلیقگی است. توقع حداقلی این بود که اگر شخصیت پیچیدهای در این «فیلمِ ژانر» نمیبینیم حداقل تا این حد شخصیتهای لوس و تاقوجفت درباری نمیدیدیم. « ژان دو باری»: دو شخصیتِ آنتیپاتیک (پادشاه/معشوقه) در محاصرۀ ننرها و نفلههای درباری. خوب که فکر کنیم شاید شروع جشنواره با چنین فیلمی فکر بدی هم نبوده. از این بهبعد هر فیلمی فوقالعاده بهنظر میرسد.
