گزارش جشنواره کن – ۲۰۱۸

و عشق همیشه در مراجعه است

چاپ شده در مجله ۲۴، شماره تیر ۱۳۹۷

بازگشت

تا چند دقیقه دیگر بر کرانه آب‌های آرام مدیترانه فرود می‌آئیم، جائی که ساحل به شکل قوسی کشیده خود را پهن کرده و لم داده است. هواپیما پیش از فرود در شهر نیس مسیر کوتاهی روی آب‌های مدیترانه طی می‌کند. یک روز پیش از آغاز هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن است. در طول پرواز در دست‌های مسافران مجلاتی را می‌بینم که به استقبال جشنواره رفته‌اند. تصویر کیت بلانشت رئیس هیات داوران روی جلد مجلات سینمایی هفته اخیر چشمگیر است. در فرودگاه نیس فضا پر است از سینما، ستارگان و جشنواره. عکس‌های پنه لوپه کروز و خاویر باردم در همه می‌دانند (اصغر فرهادی) را می‌شود در گوشه و کنار دید. اصغر فرهادی هم تازه رسیده و آماده می شود با همراهانش به کن برود. فردا همه می‌دانند به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره نمایش داده می‌شود.

باید مسیر شهر نیس تا کن را با اتوبوس طی کنم تا به محل جشنواره برسم. شرجی هوا خیلی زود حضور قاطعش را اعلام می‌کند. در راه از خودم می‌پرسم هر سال به کن که باز می‌گردم سراغ کجا را می‌گیرم؟ سراغ چه را؟ یا چه کسی را؟ دوستان و همکارانم؟ بیش از هر چیز دلم برای چه چیز تنگ شده؟ ویلای محل اقامتم با آن پنجره‌های قدی، تراس و چشم‌انداز دوست‌داشتنی‌اش؟ راه هزارپیچ تپه‌ای که این ویلا بر آن قرار گرفته؟

ادامه‌ی خواندن

متهمین دایره بیستم | حسام اسلامی

پیشنهاد یک مستند

متهمین دایره بیستم | حسام اسلامی


تماشای متهمین دایره بیستم به‌غایت تکان‌دهنده بود. سال‌ها بود که چنین تصویر تکان‌دهنده‌ای از زیست ایرانی روی پرده ندیده بودم. آن‌چه روی پرده می‌دیدم به‌راستی برایم باورکردنی نبود. این‌که فاصله دوربین چنان به خلوت و زندگی چند نوجوان بزهکار نزدیک شود که جرم مقابل چشم‌مان به شکلی طبیعی اتفاق بیفتد و چنان به خلوت چند نوجوان نزدیک شویم که انگار تبدیل به ناظری نامرئی شده‌ایم که به هر جایی که بخواهیم سرک‌ می‌کشیم‌: خانه‌های مجردی، خیابان‌های تهران در شب، جاده‌ها، تفریحات این پسرهای کانونی و البته خلاف‌کاری و جرایم‌شان و همه این‌ها با لحنی غیرجانب‌دار و بدون نگاهی شماتت‌گر و همه‌چیزدان از بالا به این آدم‌ها. ‌

ادامه‌ی خواندن

ساما | لوکرچیا مارتل

 
 
 ۱/۲⭐️⭐️⭐️ ‌ ‌
نیمه اول ساما همان سینمای درخشان لوکرسیا مارتل است. در ساما میزانسن مارتل در هر سکانس بیننده را در میانه یک آمبیانس مرموز قرار می‌دهد. بیننده تسلطی روی کلیت فضا از نظر جغرافیایی و زمانی ندارد و نمی‌تواند به شکل کاملی موقعیت را به چنگ آورد. آمبیانس آن‌قدر چگال است که همیشه چیزی ناتمام و درک نشده باقی می‌ماند و فضا مثل فصل مهمانی (اوایل فیلم) بیگانه و ناآشنا می‌ماند. طراحی صدای محیط هم در ساما مثل فیلم‌های قبلی مارتل به این استراتژی میزانسنی اضافه می‌شود و نتیجه این‌که ما هم همان تجربه «دن دیگو د ساما»، این ‌گمارده امپراتوری اسپانیا را در اکثر فصل‌ها از سر می‌گذرانیم: یک جور زیست در و «تجربه فضا»ی یک دوره تاریخی.
نیمه اول فیلم از این جهت من را به‌یاد آدمکش (هو شیائو شِن) انداخت، همان کمال‌گرایی، همان ترکیب «رئالیسم افراطی» با یک قصه تاریخی، همان ریتم باشکوه و باطمانینه و همان تمرکز برای تجربه محیط. افسوس که از نیمه دوم فیلم به بعد ناآشنا بودن فضا تا حدی کاهش پیدا می‌کند و کم‌کم فضاها معمولی‌تر می‌شود (مارتل از این نظر در فصل‌های داخلی موفق‌تر است تا فصل‌های خارجی) و قصه دربه‌دری «جوزف ک.»وار (شخصیت اصلی رمان قصر و محاکمه کافکا) «دن دیگو د ساما» در سلسله مراتب و دستگاه امپراتوری و سرنوشتش برای بازگشت مهم‌تر از تجربه فضا می‌شود.

 

 

فوتبال به سبک …

این کارگردان‌ها یک مسابقه فوتبال را چطور به‌تصویر می‌کشند؟
 
 
1️⃣ عباس کیارستمی
دوربین پشت به بازی و رو به تماشاگران تمام ۹۰ دقیقه بازی را بین آن‌ها می‌چرخد. از مسابقه در جریان فقط صدای خارج کادر را می‌شنویم، صدای شوت‌ها و فریادها. چیزی از مسابقه نمی‌بینیم. در نمایی طولانی تماشاگری از مسیری به شکل زیگزاگ راهش را باز می‌کند و به سمت درهای استادیوم می‌رود. کات به زمانی که بازی تمام شده، تماشاگران رفته‌اند و سکوها پر از بطری‌های خالی آب و پوست تخمه است. یک نوجوان آن وسط خوابش برده.
 
 
2️⃣ ژان-لوک گدار
در صحنه‌های مهم و یا منتهی به گل مسابقه ناگهان نماهایی از فیلم‌های خبری سیاه و سفید و فیلم‌های صامت کارل تئودور درایر و مورنائو می‌بینیم. صدا مرتب قطع و وصل می‌شود. مسابقه با جامپ‌کات‌های زیاد نمایش داده می‌شود، گاهی نماهایی از مسابقه فوتبال دیگری مربوط به جام جهانی ۱۹۳۰ می‌بینیم. به‌طور مرتب وسط نماها کپشن و جملات قصار می‌آید. گدار با صدای خودش بازی را گزارش می‌کند. حرف‌های او درباره جنگ دوم، سینمای آمریکا، معمر قذافی و جانی گیتار را روی نماهای بازی می‌شنویم. می‌گوید در پایان دهه دومِ قرن بیست و یکم سینما مرده، حالا نوبت مرگ فوتبال است.
 
 

ادامه‌ی خواندن

خوک | مانی حقیقی

خوک | مانی حقیقی
ارزیابی (از ۵ ستاره): صفر

۱. دو مرد با لباس‌های عجیب وارد یک مهمانی (لواسان) می‌شوند. قرار است همراه شخصیت‌ها فضا را تجربه کنیم و از لباس‌ها، فضای عجیب و غریب و کارهایی که شخصیت‌های حاضر در مهمانی انجام می‌دهند به‌وجد بیائیم، غافلگیر و غرق در فضای هذیانی‌ شویم. اما ما چیز زیادی از جزئیات فضا و آدم‌ها نمی‌بینیم (کسی قلیان می‌کشد در حالی‌که در پس‌زمینه مردی افسار اسبی را در دست گرفته، کسی سیخ جگر تعارف می‌کند و …). چرا آن فضای شلوغ، حسی از یک کلیت جغرافیایی ایجاد نمی‌کند؟ چرا از نظر زمانی احساس استمرار نمی‌کنیم؟

ادامه‌ی خواندن

پادکست‌های جشنواره کن

مجید اسلامی / محمد وحدانی

 

من و مجید اسلامی همزمان با روزهای جشنواره کن ۲۰۱۸، در قالب سه پادکست درباره جشنواره امسال صحبت کرده‌ایم. ما در دو پادکست اول به سیاست‌های این سال‌های جشنواره کن در انتخاب فیلم‌های بخش مسابقه و نوعی نگاه پرداختیم و این موضوع را از دریچه تجربه بی‌واسطه حضور در جشنواره کن مورد بررسی قرار دادیم. همچنین به رابطه جشنواره کن و سینمای ایران در این سال‌ها اشاره کردیم. پادکست سوم را درست بعد از معرفی جوایز امسال ضبط کردیم و درباره انتخاب‌های ناهمگن هیات داوران گفتگو کردیم. امیدوارم این سه پادکست وضعیت پیچیده انتخاب و برجسته کردن فیلم‌های یک سال سینمایی را در جشنواره کن تا حدی روشن کند.

 


1️⃣📻 پادکست شماره ۱:

                از این لینک بشنوید.

 

2️⃣📻 پادکست شماره ۲:

               از این لینک بشنوید.

 

3️⃣📻 پادکست شماره ۳:

               از این لینک بشنوید.

 

یادداشت‌های کوتاه جشنواره کن ۲۰۱۸

 

پیش از آغاز

بالاخره رسیدیم به روزهای خوش جشنواره. از فردا جشنواره فیلم کن با نمایش فیلم اصغر فرهادی شروع می‌شود و این آئین دلپذیر سینمایی کلید می‌خورد. به سنت هر سال برای شما هر روز از فیلم‌ها و‌ حال و هوای فیلم دیدن در کن می‌نویسم. همان‌طور که دیدید انتخاب‌های بخش مسابقه امسال «نامتعارف» بود. این شیوه انتخاب فیلم بحث مفصلی می‌طلبد که سعی می‌کنم از زوایایی مختلف به آن بپردازم.

 

امسال چهل سالگی بخش نوعی نگاه است و دنبال کردن این بخش هم جذابیت خودش را دارد. مسن‌ترین کارگردان بخش رسمی ژان-لوک گدار افسانه‌ای است که ۸۹ سال سن دارد. تنها فیلم‌سازی که قبلا نخل طلا گرفته و در بخش رسمی حضور دارد نوری بیلگه جیلان است. بلندترین فیلم جشنواره یک فیلم چینی به طول ۸ ساعت و ۱۶ دقیقه است.

⬅️ کنجکاوی‌های اصلی:
آلیس رورواکر
پاول پاولیکوفسکی
اصغر فرهادی 
سرگئی دوورتسوی
اولریش کوهلر (نوعی نگاه)

⬅️ بیم‌ها و امیدها:
لی چانگ-دونگ
جیا ژان‌که
سرگئی لوزنیتسا (نوعی نگاه)

⬅️ عشق و ‌نفرت:
لارس فون تری‌یه (خارج مسابقه)
گاسپار نوئه (دو هفته کارگردان‌ها)

⬅️ غیرقابل تحمل‌ها:
اِوا اوسون
نادین لَبَکی
اسپایک لی

⬅️ تیم امید:
بی گان (نوعی نگاه)
کیریل سربرنیکف
ریوسوکه هاماگوشی

⬅️ تیم پیشکسوت‌ها:
ژان-لوک گدار

⬅️ کاپیتان تیم:
نوری بیلگه جیلان

 

ادامه‌ی خواندن

فهرست فیلم‌های بخش رسمی جشنواره کن ۲۰۱۸

 

 

Competition

 

🇫🇷 Knife + Heart, Yann Gonzalez
🇫🇷 At War, Stéphane Brizé
🇫🇷 Girls of the Sun, Eva Husson
🇫🇷 Sorry Angel, Christophe Honoré
🇮🇹 Lazzaro Felice, Alice Rohrwacher
🇮🇹 Dogman, Matteo Garrone
🇺🇸 BlacKkKlansman, Spike Lee
🇺🇸 Under the Silver Lake, David Robert Mitchell
🇯🇵 Asako I & II, Ryusuke Hamaguchi
🇯🇵 Shoplifters, Hirokazu Kore-eda
🇪🇸 Everybody Knows, Asghar Farhadi – opening film
🇵🇱 Cold War, Pawel Pawlikowski
🇨🇭The Image Book, Jean-Luc Godard
🇷🇺 Leto (L’Été), Kirill Serebrennikov
🇹🇷 The Wild Pear Tree, Nuri Bilge Ceylan
🇰🇿 Ayka, Sergei Dvortsevoy
🇮🇷 Three Faces, Jafar Panahi
🇱🇧 Capernaum, Nadine Labaki
🇪🇬 Yomeddine, A.B Shawky
🇰🇷 Burning, Lee Chang-Dong
🇨🇳 Ash Is Purest White, Jia Zhang-Ke

 

❊❊❊


Un Certain Regard

🇫🇷 Angel Face, Vanessa Filho
🇫🇷 Little Tickles, Andréa Bescond & Eric Métayer
🇫🇷 On Your Knees, Guys (Sextape), Antoine Desrosières
🇦🇷 El Angel, Luis Ortega
🇦🇷 Muere, Monstruo, Muere, Alejandro Fadel
🇺🇦 Donbass, Sergei Loznitsa – opening film
🇨🇳 Long Day’s Journey Into Night, Bi Gan
🇸🇪 Border, Ali Abbasi
🇩🇪 In My Room, Ulrich Köhler
🇮🇳 Manto, Nandita Das
🇵🇹 🇧🇷 The Dead and the Others, João Salaviza & Renée Nader Messora
🇮🇹 Euphoria, Valeria Golino
🇰🇪 Friend, Wanuri Kahiu
🇰🇿 The Gentle Indifference of the World, Adilkhan Yerzhanov
🇧🇪 Girl, Lukas Dhont
🇿🇦 The Harvesters, Etienne Kallos
🇸🇾 My Favorite Fabric, Gaya Jiji
🇲🇦 Sofia, Meryem Benm’Barek

 

❊❊❊


Out Of Competition

🇩🇰 The House That Jack Built, Lars von Trier
🇬🇧 The Man Who Killed Don Quixote
, Terry Gilliam – closing film
🇺🇸 Solo: A Star Wars Story, Ron Howard
🇫🇷 Le Grand Bain,
Gilles Lellouche


 

❊❊❊


Midnight Screenings

🇺🇸 Fahrenheit 451, Ramin Bahrani
🇮🇸 Arctic, Joe Penna
🇰🇷 The Spy Gone North, Yoon Jong-Bing
🇬🇧 Whitney, Kevin Macdonald

 

❊❊❊


Special Screenings

🇹🇭 10 Years in Thailand, Aditya Assarat, Wisit Sasanatieng, Chulayarnon Sriphol & Apichatpong Weerasethakul
🇫🇷 Pope Francis: A Man of His Word, Wim Wenders
🇫🇷 The State Against Mandela and the Others, Nicolas Champeaux & Gilles Porte
🇧🇷 O Grande Circo Mistico, Carlo Diegues
🇨🇳 Dead Souls, Wang Bing
🇫🇷 To the Four Winds, Michel Toesca
🇫🇷 La Traversée, Romain Goupil

 

 

 

 

پنج مانع | لارس فون تری‌یه – یورگن لِث

یک تحلیل نئوفرمالیستی

نشانی از شر

چاپ شده در مجله هفت، شماره فروردین ۱۳۸۴

 

دو نوشته شماره ۱۷ مجله هفت، پنج مانع را از دیدگاه رابطه جذاب و پر از کشمکش لارس فون‌ تری‌یه و یورگن لث بررسی کرده‌اند. هم‌چنین اغلب ریویوهایی که در این چند ماه به زبان انگلیسی راجع به پنج مانع منتشر شده، به پنج اپیزود درونی فیلم به‌صورت مستقیم نپرداخته‌اند. البته هر از گاهی هم اگر به این بخش‌ها اشاره شده، به ترفندهای خلاقانه لث برای عبور از موانع فون‌ تری‌یه خلاصه شده است. انگار موجودیت پنج بازسازی انسان کامل فقط در حد ارضای تمایلات دیوانه‌وار فون‌ تری‌یه است و آن فیلم‌ها فقط از زاویه برآورده‌ کردن آن شرایط موجودیت پیدا می‌کنند. (فون‌ تری‌یه بعد از ساخت اپیزود دوم به لث می‌گوید: «تو نباید سعی کنی فیلم خوب بسازی. باید شرط‌ها را رعایت کنی!») به‌همین خاطر است که عموم نوشته‌ها به بخش سوم نمی‌پردازند، چراکه درواقع شرطی وجود نداشته است (لث باید آن بخش را آزادانه بسازد) و به هیچ نکته‌ای درباره بخش کارتون اشاره نمی‌کنند چراکه غلبه لث بر این مانع فقط جنبه اجرایی داشته است.

بدین‌ترتیب مبنای این مقاله پرداختن به چند نسخه‌ی بازسازی انسان کامل به‌عنوان موجوداتی مستقل است. در بخش اول، فیلم مبنا یعنی انسان کامل (یورگن لِث، ۱۹۶۷) مورد بررسی قرار می‌گیرد. بخش دوم و سوم به‌ترتیب به اپیزودهای یک و دو (انسان کامل: کوبا، انسان کامل: بمبئی) و بخش چهارم مقاله شامل اپیزودهای سوم و چهارم (انسان کامل: بروکسل، انسان کامل: کارتون) به‌صورت مشترک است. در نهایت در بخش پنجم کلیت فیلم پنج مانع مورد کنکاش قرار می‌گیرد.

در مسیر نگارش به‌طرز عجیبی سایه موانعِ فیلم بر مقاله نیز افتاد. بنابراین به‌شیوه فون‌ تری‌یه برای نگارش هر بخشِ مقاله، یک مانع انتخاب شده است و هر قسمت سعی می‌کند آن شرط را در نگارش خود لحاظ کند. با این تفاوت که نگارنده مجبور شد شرط‌ها را خود تعیین کند و نقش زوج فون‌ تری‌یه-لث (کارفرما-مجری) را دو ورِ ذهنی‌اش بر عهده بگیرند. بدین‌ترتیب در غیاب تمایلات سادومازوخیستیِ نگارنده و خلاقیت ناب آن زوج، موانع کوچک‌تر و سهل‌الوصول‌تر از آب درآمد و به تبعِ آن نتیجه به‌مراتب کم‌فروغ‌تر شد. گریزی نیست. گاهی نمی‌توان از شرِ تقلید بازی بزرگان خلاص شد.

 

ادامه‌ی خواندن

درباره تماشای فیلم جدید عبداللطیف کشیش

Mektoub, My Love: Canto Uno
  ⭐️⭐️⭐️⭐️

 

فیلم عبداللطیف کشیش پس از کش‌وقوس‌های فراوان در دو جلد مجزا ساخته و آماده شد و از دو هفته پیش جلد اولش در سینماهای فرانسه اکران شد. کشیش را از فیلم تحسین شده «آبی گرم ترین رنگ است» به‌یاد دارید. او چند سال قبل از آن فیلم فوق‌العاده «کوسکوس» را ساخته بود. من درباره تجربه تماشای بار اول «مکتوب: عشق من» در نشریه اینترنتی «چهار» یادداشتی با عنوان «فیلم مدیترانه‌ای» نوشته‌ام:

لینک مقاله در سایت چهار

آبی گرم‌ترین رنگ است (۲۰۱۳)   1/2⭐️⭐️
کوسکوس (۲۰۰۷)   ⭐️⭐️⭐️⭐️