عنوان بینالمللی فیلم «Youth (Spring)» است.
مستند «جوانی» (با زمانی بیش از سه ساعتونیم) زندگی روزانه کارگرهای جوان یک کارگاه دوختودوز در محلهای فقیرنشین در چین را دنبال میکند (فیلمبرداری در فاصله سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ انجام شده است)، در فضایی فقرزده، با ساعات کاری بیپایان و درآمدهای ناچیز کارگران در طول فیلم صدای چرخ خیاطیهای تولیدی قطع نمیشود. تو گویی اینجا کارخانه ریسندگی تمام دنیا است، جایی برای تولید جنس بنجل و مصرفی جهان.
وانگ بینگ در ساخت «جوانی» کاری کرده که کارگرها حضور دوربین را در کارگاه و در کنار چرخهای خیاطی فراموش کنند از طریق چنین آمبیانسی، روزمرگی کارگرها به تدریج هویدا میشود و آرام هرکدام تبدیل به فردیتی منحصر به فرد میشوند. دوربین آنقدر به خلوت آنها نزدیک میشود انگار که این پسرها و دخترها یکی از اطرافیانمان باشند در یکی از تولیدیهای شهرمان. کارگردان ناظری است بیطرف بر این مرثیه انسانی بدون آنکه لحن دلسوزانهای به لحظههای فیلم دهد در عوض کاری میکند تا این شرایط را دقیق ببینیم و به جای توده ای قربانی، جوانانی آرزومند ببینیم که در این شرایط سخت هم میخندند، عاشقی میکنند و رویا میبافند.
تحمل فیلم البته اصلا آسان نیست. هم به دلیل تماشای سختی کار کارگرها و هم به خاطر فرم تکراری فیلم که بر مبنای لحظههای مرده روزانه آنها بنا شده است. اما در فیلم کیفیتی هست که نمیتوان از دنبال کردنش چشمپوشی کرد. کیفیتی که باعث میشود در پایان حس میکنیم برای لحظاتی پا در کفش این پسرهای ترکهای کردهایم و با آنها زندگی کردهایم در اتاقهای تنگ و ترش این دخترکان خوابیدهایم و شوخیهای نوجوانانه ناجور کردهایم در دخمههای تاریک غذا خوردهایم، سوئیشرتهای بنجل پوشیدهایم و با گوشیهای ارزان مسیجبازی کردهایم و امان از این گوشیها در فیلم این تنها مفرشان برای فرار از آن جهنم ،خستگی در پایان روزهای امید تنگشان.
