۱
سخت است نوشتن اینکه پاشنه آشیل فیلمی رابرت دنیرو است، آن هم در فیلمی از اسکورسیزی، او که نقش رئیس دارودستهای (در دهه ۲۰ میلادی در ایالت اوکلاهاما) را ایفا میکند، برای تصرف چاههای نفت سرخپوستهای قبیله اوسیج، برادرزادهاش (دیکاپریو) را وارد بازی مرگباری میکند. او تصمیم میگیرد کل قبیله را بهروشی پنهانی و زمانبر قتلعام کند. دنیرو در فیلم از بقیه میخواهد او را «King» صدا کنند. اما عدم تحرک و چالاکی، انرژی پائین در اغلب صحنهها و شاید نداشتن جاهطلبی (در این سنوسال و بعد از ایفای این همه شاهنقش) به شخصیتی چنین اساسی ضربه زده، طوری که سخت است او را تجسم یک سلطان خونسرد پنهانکار مورد احترام در منطقه دانست. لذا رعبی که اتمسفر فیلم لازم داشته غائب است، ما بدون اینکه باور کنیم باید صرفا بپذیریم که او سلطان است.
۲
سایر پیشفرضهای سینمای کلاسیک را نیز باید به خود بقبولانیم. با اینکه برایم تنها سطح چشمگیر فیلم حضور درخشان «لیلی گلدستون» است (همان بازیگر اپیزود سوم «برخی زنان» کلی رایکارد) و نقش سرخپوست دیابتی تپلویی (که سلطان با نقشهای به همسری دیکاپریو در میآورد) را با طمانینه و وقاری استثنایی بازی میکند، با اینحال انفعال شخصیت او در خط داستانی مسموم کردن مداومش با تزریق انسولین (یادآور بدنام هیچکاک) در تضاد با فهم و هوشی است که به او نسبت داده شده است. باید بپذیریم که این شخصیت همین است. یا باید بپذیریم اینها بچههای زوج دیکاپریو و گلدستوناند (حتی اگر هیچ تلاشی برای باورپذیری این روابط نشده باشد). آن یکی برادر شخصیت دیکاپریو است، هر چند نشانه برادری در آنها تا پایان فیلم دیده نشود.
۳
از طرفی استادیِ اسکورسیزی در روان تعریف کردن قصه و طنزی که در رفتار آدمهاست مفرح است. همان ریتم دلپذیر سینمای کلاسیک، همان جامعومانع بودن، رفتن سر اصل مساله، و البته همان اغراقها، همان استفادههای ژنریک در نقطههای عطف داستانی. همچنین تلاش برای شنیده شدن زبان گفتاری سرخپوستهای قبیله اوسیج (چیزی که در محلیهای ژاپنی فیلم «سکوت» نبود) در فیلم قابل احترام است. اسکورسیزی تلاش کرده تا جای ممکن زبان این قبیله حتی از طریق سفیدهای فیلم (دنیرو و دیکاپریو) تکلم شود. همینطور تمهید جذاب فصلهایی که مسائل تاریخی مربوط به این قبیله را بهشکل فیلمهای گزارشی (در حال پخش در یک سالن سینما) نشان میدهد. اگرچه در فصلهای پایانی با دخالت اف.بی.آی و رفتن بهسمت نوعی درام دادگاهی، فیلم شکلی قابل حدس و آشنا بهخود میگیرد اما سورپرایزِ چند دقیقه پایانی، با آن ترفندِ روایی غافلگیرکننده که …
