ارزیابی (از پنج ستاره): ★
مستندهای تاریخی تلویزیونی مرسوم را به یاد بیاورید (مثلا در مورد انقلاب فرانسه) که لابهلای مصاحبهها، صدای راوی و منابع آرشیوی، ناگهان چند صحنه بازسازی شده هم نمایش داده میشوند. «موج نو»ی لینکلیتر، با کمی اغراق، جُنگی از این جنس صحنههای بازسازی شده است که در ظاهر مابهازایی دقیق از پشت صحنه، آدمهای درگیر تولید «از نفس افتاده» ژان-لوک گدار (از گدار، بلموندو و جین سیبرگ تا دستیار رائول کوتار فیلمبردار) تا لوکیشنها بهنظر میرسند، هرچند در جزئیات ژنریک و خالی از حس زندگی روزمرهاند.
«موج نو» آبشاری است از این شخصیتهای هنری که بهمحض ورود به قاب جملهای قصار میگویند آن هم عباراتی که بارها شنیدهایم، از گدار تا برسون (در حال کارگردانی «جیببر» در متروهای پاریس)، از آنیس واردا تا شابرول (که هر دو در روند ماجراها کوچکترین تاثیری ندارند). از این نظر تماشای «موج نو» حس اسکرول کردن آن پستهای اینستاگرامی را میدهد که کلامی ادیبانه از ویتگنشتاین یا بارت نقل میکنند. همان «روشنفکریِ عوامانه» که «موج نو» را طوری طراحی کرده که فلان صحنهاش سر زبانها بیفتد: کش رفتن پول از صندوق کایه دو سینما توسط گدار، روی دست راه رفتن سر صحنه، زدوخورد با تهیهکننده). با چنین گرایشی به صحنهها بیست روز فیلمبرداری با لحنی کمیک از پی هم میآیند بدون آنکه حسی از یک کلیت بامعنا ایجاد شود و نتیجه این که دقیقه ۳۰ شبیه دقیقه ۶۰ است و دقیقه ۶۰ با فصل پایانی تفاوتی ندارد. گدار شبیه یک ربات در طی فیلم تغییر نمیکند، روز اول فیلمبرداری شبیه روز دهم است، ماشینی است که جملات نغز میگوید و فیلم میسازد.
«موج نو» میتوانست قید تلاش مکانیکی برای نزدیک شدن به تشابه چهرهها را بزند (شابرول، پیر ریسیان و بلموندو کاریکاتورند، برای جین سیبرگ با آن کلیشه فرانسوی صحبت کردن یک آمریکایی روی اعصاب تنها به روبهای راهراه و مدل موی کوتاهش بسنده شده) و در عوض با تمرکزی «پیش از غروب»گونه (پیرنگی از صبح تا غروب یکی از روزهای فیلمبرداری هیجانانگیزتر نبود؟) خلوت گدار ساخته میشد، آن لحظه آفرینش هنرمند، میدان مرموزی که در آن تصمیمهای اساسی ساخت فیلمش را میگرفته است. شاید آن موقع حس میکردیم آن پلانهای پرّانِ زنده چطور خلق شدهاند و چرا «از نفس افتاده» حس باز شدن فنری را میدهد که انگار در بیش از نیم قرن تاریخ سینما جمع شده است، حاصلی که شبیه بارش بهمنی از سالهای طولانی سینما است که بهشکل باشکوهی جلوی چشممان فرو میریزد.
