ارزیابی (از پنج ستاره): ★★
اگر چه داستان آشتی کُند یک پدر سالخورده و دخترش در «ارزش احساسی» (برنده جایزه بزرگ جشنواره کن امسال) وایبِ درامهای خانوادگی برگمان را دارد (مثلا سونات پاییزی)، با این حال نوعی خوشبینی بیربط، بیحوصلگی و عدم تمرکز برای کاویدن تا ته خط یک ارتباط انسانی معیوب و یک آشتی بیرمق انتظاری را که فیلم در همراهی با شخصیتها به وجود آورده بر باد میدهد. اگر مانع رابطه پدر و دختر را اینطور میشود پشت سر گذاشت پس چرا این زخم کهنه و این نفرت عمیق چند دهه طول کشیده؟ چنین سطحینگریای یادآور پیچهای داستانی پیشپاافتاده فیلم قبلی یواخیم تریر «بدترین آدم دنیا» است و بازیگری باوقار، ژستها و چهرههای پرحسوحال آدمها را خنثی میکند.
هر جا فیلم از این خط محوری دور میشود و با طمانینه و مکث به روابط کاری پدر (یک کارگردان سینما که ۱۵ سال است فیلم نساخته) یا دختر (یک بازیگر تئاتر موفق) میپردازد کموبیش جان میگیرد. مثل فصل خاطرهانگیز ساحل شهر دوویل، جایی که پدر با ستاره هالیوودی (ال فانینگ) شبی را میگذراند و ریتم پرّان صحنه و سرخوشی جوانانه شراب زدن در خط ساحلی یادآور سکانس فوقالعادهای دوچرخهسواری پسرها و دخترها در «اسلو، ۳۱ اوت» و سالهایی است که امیدوارانه کارنامه تریر را دنبال میکردیم.
