یک تصادف ساده، مامور مخفی (جشنواره کن ۲۰۲۵)

یک تصادف ساده در عالم سینما می‌تواند هم‌زمانی حضور دو فیلم سیاسی «یک تصادف ساده» و «مامور مخفی» در بخش مسابقه جشنواره کن باشد. تصادف‌های ساده‌‌ البته گاهی مقایسه‌های پیچیده‌ را پیش می‌کشند. و گاهی سوال‌های پیچیده: فیلم‌های سیاسی برای مواجهه موثر با بیننده چه ویژگی‌هایی باید داشته باشند؟

۱

یک تصادف ساده در عالم سینما می‌تواند هم‌زمانی حضور دو فیلم سیاسی «یک تصادف ساده» و «مامور مخفی» در بخش مسابقه جشنواره کن باشد. تصادف‌های ساده‌‌ البته گاهی مقایسه‌های پیچیده‌ را پیش می‌کشند. و گاهی سوال‌های پیچیده: فیلم‌های سیاسی برای مواجهه موثر با بیننده چه ویژگی‌هایی باید داشته باشند؟


۲

تریلر سیاسی «مامور مخفی» برای درگیر کردن همه‌جانبه‌ی بیننده با دنیای فیلم با یک استراتژی غیرمستقیم تلاش می‌کند گوشت و بافتِ اتمسفر یک شهر برزیلی (رسیفی) در دهه ۷۰ میلادی را چنان برای بیننده‌اش ملموس کند که در محیطی وسیع‌ غرق شوند تا حال‌وهوای آن‌جا مثل بخار در حمام به آن‌ها بچسبد.

۳

برزیل، اواخر دهه ۷۰ میلادی. شهری پر جنب‌و‌جوش با استاد دانشگاهی که از ترس دیکتاتوری حاکم با هویتی جعلی برای فراری دادن خود و فرزندش از برزیل تقلا می‌کند، مردهایی عرق‌ کرده با پیراهن‌هایی با دکمه‌های‌ باز و شلوارک‌های تنگ، مرده‌ای در پمپ‌بنزینی متروک که هیچ‌کس گردن نمی‌گیرد، بلوجاب در سالن سینماهایش درست در ترسناک‌ترین لحظه‌ «طالع نحس»، روزهای پرشور کارناوال، شب‌های سیاه کشتن و ناپدید کردن مخالفان سیاسی، پایِ بلند قطع‌شده‌‌ای (یک مخالف سیاسی؟) در شکم کوسه‌هایش، پلیس‌های سمّی، دیکتاتورهای نظامی، و مبارزین فراری …

۴

ویژگی محوری «مامور مخفی» ملموس کردن چنین اتمسفر بدخیمی در گستره یک جامعه بزرگ است تا وضعیت سیاسی و اجتماعی آن روزها پیش از هر چیز برای بیننده احساس شود (نه به‌وسیله اطلاعات منتقل شود). قبل از اینکه بفهمیم در میانه سال‌های زندان، شکنجه و کشتن مخالفان توسط دیکتاتوری نظامی در آن شهر چه خبر است، آن‌جا را تجربه می‌کنیم. فضا از روایت مستقل می‌شود چیزی که احتمالا دورترین هدف «یک تصادف ساده» جعفر پناهی است.

۵

در فیلم «یک تصادف ساده» زنجیره‌ی روایی ربودن بازجو، زنده به گور کردن در بیابان، تردید در هویت بازجو، رفتن سراغ هم‌بندهای سابق، اختلاف در جمع قربانی‌ها، مراجعه به خانه بازجو برای کمک به زن باردارِ بازجو و … در پس‌زمینه‌ای تخت از یک جامعه نمایش داده می‌شود. مسیر رسیدن از زنده‌به گور کردن، به عروسی و بعد به تولد یک بچه بدون فردیت و واکنش باهویت شخصیت‌ها و بدون حس زنده‌ی پیرامون طی می‌شود. در پس‌زمینه این مسیر دراماتیک از زندگی مردمان و حضور در مکان‌ها چه می‌بینیم یا اگر نمی‌توانیم ببینیم چه حس می‌کنیم؟

۶

در مقابل فیلهو در «مامور مخفی» تلاش می‌کند تصویری پانورامیک از جامعه ایجاد کند، لذا هر چند دقیقه یک بار ترمز ماجراهای سیاسی مربوط به مردی در حال فرار از دست یک سیستم سرکوبگر را می‌کشد تا داستان را در عرض باز ‌کند، به پسله‌های زندگی‌ مردمان سرک بکشد، مکان‌های باهویت مثل یک سالن سینمای قدیمی (که «آرواره‌ها»ی اسپیلبرگ و … را نمایش می‌دهد) را مرکز ثقل اثرش قرار ‌دهد، با یک بازیگوشی سینه‌فیلی حا‌ل‌وهوایی سرخوش ایجاد کند تا تصویری رنگارنگ از جامعه‌ای ساخته شود که در آن آسیب‌دیده و آسیب‌رسان شخصیت‌هایی‌ با فردیت و هویت‌ ترسیم شده‌اند.

۷

نتیجه این تصویر پانورامیک نوعی ابهام اخلاقی از جنس زندگی پرآشوب در چنین جامعه‌ای است. چقدر از این نظر «مامور مخفی» یادآور «آزور» ساخته آندریاس فونتانا است که آن‌ فیلم هم در سال‌های حذف و سرکوب مخالفین می‌گذرد. 

۸

«وضوح اخلاقی» برای ترسیم شخصیت‌ها و همچنین برای واکنش آن‌ها در برابر دستگیری بازجوی سابق‌شان یک ویژگی بنیادی در «یک تصادف ساده» است؛ همین‌طور برای سینمای به اصطلاح متعهد سیاسی. برای دستیابی به این وضوح اخلاقیِ لازم است سرنشینان آن وَن از آسیب‌دیده تا آسیب‌رسان، کم‌وبیش بدون فردیت طراحی شوند طوری‌که هر کدام نماینده یک  بخشی از جامعه یا یک تفکر به‌نظر رسند.

۹

پناهی می‌خواهد به ساده‌ترین شکل «مینیاتور» (سرنشینان وَن) تجسم «غول‌پیکر» شود و برای این کار نباید «وضوح اخلاقی» فیلم از بین برود. در مقابل مواجه با جهان جیوه‌ای و مبهم «مامور مخفی» تجربه‌ای است برای بینندگان تا حساسیت‌های اخلاقی خود را در موقعیت‌های پیچیده شکل دهند؛ مثل بذری برای پرورش جامعه‌ای گشوده‌تر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *