⁨ صدای سقوط | ماشا شیلینسکی (جشنواره کن ۲۰۲۵)

⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨

صدای سقوط | ماشا شیلینسکی

‌ ارزیابی (از پنج ستاره): ★★★★1/2



۱
دخترکی در سال‌های جنگ اول در روستایی در آلمان مادرش را می‌بیند که با جسد بی‌جان کودکی که شباهتی شوم با او دارد عکسی خانوادگی می‌گیرد. کسی برای چشیدن مزه‌ی انهدام خود را زیر خرمن‌کوب عظیمی در یک مزرعه می‌اندازد و منتظر می‌ماند. پای پسر جوانی را می‌برند برای اینکه به جنگ خونین اول اعزام نشود. «صدای سقوط»، اولین شوک سینمایی سال (بعد از اپیزود پایانی «رستاخیز» بی گان که جدا شدن آن کشتی عجیب از اسکله همچنان دست از سرمان بر نمی‌دارد)، قصه چهار دختر در زمانی حدود یک قرن در عمارتی ثابت در روستایی در آلمان است که بی‌محابا بین جنگ اول، پس از جنگ دوم، آلمان شرقی دهه ۸۰ و زمان حال جابه‌جا می‌شود و تاریخ را به گونه‌ای به تصویر می‌کشد که توسط مردم عادی تجربه می‌شود.



۲
ایده اصلی فیلم زخم‌های هر نسل است که در سلول‌های بنیادی نسل بعدی باقی می‌ماند. فیلمی درباره حافظه پیچیده زنان و آن‌چه از یکی برای بی‌نهایت دیگران باقی می‌ماند. فیلمی درباره این‌که چطور در و دیوار یک مکان عناصری‌اند «حافظه‌دار»، متکی بر ایده سیستماتیک «تداعی غیرمستقیم» که با هر تداعی جدید بین چهار دختر (در چهار زمان مختلف) غافلگیر و کنجکاومان می‌کند و توانایی اصلی‌اش در متقاعدکننده از کار درآوردن «لحظه»‌های شگفت است. یکی از تکان‌دهنده‌ترین و فریباترینِ آن‌ها لحظه ناپدید شدن یکی از دخترها (از یک عکس) است.



۳
حسی شوم در هوا، در اتاق‌ها و راهروهای «صدای سقوط» می‌چرخد که روی پوست صورت دختران مثل یک ماه‌گرفتگی به جا می‌ماند و مزه‌ای تلخ به جا می‌گذارد از دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم. فیلمی شوم در زمانه‌ای که ذائقه‌اش را برای پیچیدگی و ظرفیتش را برای ابهام از دست داده است. از آن‌ها که کلمات برای توصیف ستم می‌کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *